از بلاگ طفیلی:
به یاد می آورم سالهای میانی دهه 70، به طور دقیق ماجرای 12آبان سال 77 و تجمع دفتر تحکیم آن روز در مقابل لانه جاسوسی را!
اصولادعوای آن روز ما با کسانی مثل اکبرعطری وعلی افشاری وابراهیم شیخ ودیگران برسر دو چیز بود:
یکی شعار مرگ بر آمریکا ودیگری هم آتش زدن پرچم!
به خصوص که خاتمی هم آن روزها به در نهی شعار مرگ بر.. و القای دروغ بزرگ زنده باد مخالف من سخن پراکنی های بسیارکرده بود!
این آقایان که آن روزها تازه دگر اندیش شده بودند اصرار بر آتش زدن پرچم وشعار مرگ بر آمریکا را ناشی از عوام زدگی وروحیه پوپولیستی می دانستد!
اکبر عطری که حتی در تکلم صحیح زبان فارسی نیز مشکل داشت رسما روحیه استکبار ستیزی را با خواستگاه طبقاتی مرتبط می کرد وضد آمریکایی بودن ما را به گردن پایین شهری بودنمان می انداخت.!
آخر سر هم خودش پناهنده ینگه دنیا شد!
آن روزها ما متهمین توهم توطئه و عوام زدگی وعقب افتادگی پوپولیسم بودیم و دوستان ، دگر اندیش و منورالفکر و توسعه یافته!
اما این روزها جای همه چیز عوض شده است! البته این از مشخصات دوران فتنه است!
طرفداران دیروز زنده باد مخالف من، امروز با جامه سبز، شعار مرگ سر می دهند و پرچم کشورها را آتش می زنند!
والبته رهبران وایدئولوگ ها وقلم بدستانشان نیز همچنان مدعی همان ژست های دروغین سابق اند!
به نظر شما پوپولیسم و عوام فریبی شاخ و دم دارد؟!؟
در قسمت نظرات پست قبل بخوانید:
كوشا آزادي:
سلام. من این مطلب را برای این که وبلاگم گرد و خاک نگیرد عینا از جمهوریت کپی برداری کردم. درست یا غلطش با خودشان. ممنون
وقتی این مطلب را نویسنده مطلب قبل برای ما ارسال کرد، شوکه شدیم. از تمام خواندگان بلاگ، برای انتشار مطلبی که نویسنده آن برای خاک نخوردن بلاگش منتشر کرده و صحت و سقم آن برایش مهم نیست؛ عذر خواهی می کنیم.
وازهمین جا از آقای کوشا گله مندیم و به ایشان اعلام می داریم که این رفتار از شما بعید بود.
و اما مطلب جدید
در رابطه با اوضاع انتخاباتی در شهرستانهاست. از کاوش-یک اصلاح طلب
ادامه مطلب
نوشته این پست از کوشا آزادی به نقل از سایت جمهوریت است. ایشان در کاری خلاقانه وعده های دوره پیش احمدی نژاد را نوشته اند. البته خودشان اذعان دارند که از سایت فارس برداشته اند. ولی صحت و سقم آن بر من روشن نشده است.
البته به نضر من این شیوه نوشتار اصلا صحیح نیست. باید این ها را در کنار موفقیت ها و شکست ها بررسی کرد. در میان لیست زیر بسیاری را که آقای احمدی نژاد موفق به انجام شده را بسیار دیدم. من برای اینکه این اشکار رفع شود از خوانندگان محترم تقاضا می کنم که موارد موفق و شکست آقای احمدی نژاد را نام ببرند
ادامه مطلب
شخصی به نام رییس جمهور محبوب نوشته ای در نظرات آخرین پست همین بلاگ درج کرده است. این نوشته در سخره گرفتن اصلاخ طلبان است. هرچند این کار ناپسند است ولی نوشته وی بسیار هوشمندانه نوشته شده و تنها مطلعان طعنه های وی را متوجه می شوند.
سامان به نوشته حسام الدين صديق زاده جواب محکمی داده است که می طلبد آقای صدیق زاده از نوشته خود دفاع کنند.
نکته جالب توجه دعوای پرخاش گونه ی کوشا آزادی و ناصر تابش است. شخصی به نام سعید(اصولگرا) نیز سوالاتی از کوشا آزادی(اصلاح طلب) پرسیده که بی جواب مانده. ما نیز از آقای کوشا آزادی دعوت به پاسخ گویی می کنیم.
نوشته این هفته به مقایسه رفتار اصلاح طلبان در قبال هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی پرداخته است. این نوشته از علی قلعه نوئی است. یک اصول گرا و حامی احمدی نژاد.
ادامه مطلب
متن چهار بخش دارد:
۱-میرحسین در قالب یک جناح نمیگنجد
۲-روابط میرحسین موسوی با آقای خامنهای
۳-ضربه میرحسین به اصلاح طلبان
۴-نگاه جناح اصولگرا به میرحسین موسوی
از نظر علی نیکوکار، میرحسین اختصاصی به اصلاح طلبان تعلق ندارد و نظریه من در خصوص "ترس میرحسین از آینده اصلاحات" در مقاله آمدن محتاطانه، انصراف عجولانهبه نوعی تایید می کند.
نکته جالب انجا که تا به حال میرحسین از اصلاحات هیچ سخنی نگفته و تا به حال تنها اصلاح طلبان هستند که وی را به خود منتسب کرده اند.
برای خواندن مطلب آقای نیکوکار به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
البته ادبیات ایشان در مورد اصلاح طبان به شدت به اصول گرایان شبیه است. ایشان نیز به مانند اصول گرایان خاتمی را ،فردی صالح می دانند اما برخی اطرافیان و طرفداران را مشکل دار معرفی می کنند.
ادامه مطلب
مطلب زیر اولین مطلب منتشر شده از مدیر همین بلاگ است. به علت سوالات فراوان دوستان که من طرفدار کدام جناح سیاسی هستم، لازم می دانم این نکته را اضافه کنم که این مطلب به هیچ وجه نشانگر جهت سیاسی من نیست و هیچگونه نتیجه ای نمی توان از این مطلب گرفت.
این مطلب نقدی بر آمدن و رفتن خاتمی و حضور میر حسین است و جوابی بر نوشته سامان، مدیر بلاگ آشتی ملی.
به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب
متاسفانه حضور کمرنگ طرفداران طیف اصولگرا بویژه طرفداران احمدی نژاد؛را می توان در تعداد نظرات پست قبل ملاحظه کرد. هرچند که من دعوت گسترده ای از این اصولگرایان کردم، هیچ کس از آنها حاضر نشد که در این بلاگ جوابی را بر نوشته جناب سامان بدهد.
البته من پیشتر منتقد عدم جواب دادن اصلاح طلبان بودم. ولی حسن و خوبی این دوستان اعلام حضور است. یعنی اینکه چندین نفر نظر دادند ولی مغلطه کردند و به جای پاسخگویی به انتقاد از دولت احمدی نژاد پرداختند. یعنی نتوانستند جوابی بر انتقادات وارد شده از طرف یک اصولگرا را بدهند.
در نوشته زیر که از سوی،علی-مدیر بلاگ ایران امروز- ارسال شده است، نقدی است بر گفته های جناب آقای میر حسین موسوی است. کاش ایشان متن خبر ایسنا را از انتهای نوشته شان حذف می کردند:
http://osooltalab.blogfa.com/page/210.aspx
دومین مطلب که مطلبی است از سوی سامان، یار همیشگی این بلاگ. این مطلب بسیار عالی در حماین از کاندیداتوری جناب خاتمی و نیز حمایت مجدد از انصراف ایشان است. این تنها مطلبی در طول اینترنت بود که در حمایت از خروج خاتمی از عرصه انتخابات یافتم. تقریبا همه بلاگ نویسان با شوکی مواجه شدند و برخی به انتقاد لب گشودند. مانند پیام نویسنده "بلاگ در پی آب" نوشته اند:
آقای خاتمی! چه شد که برای اعلام کاندیداتوری خود آن همه اصرار به خواست مردم نمودید، اما برای انصراف وقعی به خواست ملت نگذاشتید؟!
آقای خاتمی! انصراف در 26 اسفند که خبرش در 27 اسفند منتشر میشود، دو روز قبل از آغاز تعطیلات، معنایش چیست؟! آیا نشان از ارادت عملی جنابعالی به ارباب رسانه و نقش ایشان در جامعة مدنی نیست؟! آیا بهتر نبود در هنگام تحویل سال انصراف خود به عنوان عیدی تقدیم ملت مینمودید؟!
آقای خاتمی! اگر آقای مهندس میر حسین موسوی صلاحیت کافی برای ریاست جمهوری داشت، اندکی بعد از اعلام کاندیداتوری جنابعالی اعلام کاندیداتوری نمینمود! چرا ایشان اخلاق را رعایت ننمود و برای اصلاحات دل نسوزاند؟
و یا بلاگ ایران امروز نوشت:
مشخص بود خاتمی انصراف میدهد. از همان روزی که وارد میدان شد تردیدها و دودلیها رهایش نکرده بود. وقتی حرفهای کروبی را هم شنید به این تردیدها مهر تایید زد و بعد از آمدن میرحسین موسوی همچنان دامان این تردیدها افزایش یافت.
به هر ترتیب آن اعلام ورود و این اعلام خروج آقای خاتمی، هر دو عرصه جدیدی را در انتخابات گشود که برخی را جناب سامان در نوشته خود بدان اشاره فرموده اند. نگارنده این سطور با برخی گفته های جناب سامان مخالف است که بزودی نوشته خود را منتشر خواهد نمود.
برای خواندن نوشته سامان به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
متاسفانه در درگیریهای سیاسی ، من(مصطفی؛مدیر بلاگ) هم بی نصیب نماندم و از هر دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب مورد انتقاد قرار گرفتم. که هر دو نمونه را در پایین اشاره کرده ام و جوابیه خود را نیز نوشته ام. نوشته های زردرنگ گفته دوستان است. برای خواندن نظر کامل آنها می توانید به قسمت نظرات پست قبلی مراجعه کنید:
۱- بهنام رزمجو: معلومه از اون دسته افراد هستید که دوست ندارید در مورد مسایل مطالعه و یا تحقیق کنید وبه بولتن ها و تحلیل هایی که از برخی نهادها و ارگانها براتون ارسال میشه اکتفا می کنید.
جوابیه مصطفی: این بلاگ بر اساس نظرات و مباحثات سیاسی نویسان ایرانی بنا شده است و هرکسی نوشته ی قابل انتشاری داشته باشد؛ می تواند از این بلاگ استفاده کند. بعد از آن نیز هرکس بخواهد آن نوشته را نقد کند؛ نیز می تواند از این بلاگ استفاده کند. و این موضوع هیچ ارتباطی به شخصیت من ندارد و از این موضوع نمی توان نتیجه گرفت که من چقدر مطالعه و تحقیق اکتفا می کنم.
۲-داریوش بهمنیار: اين آقا مصطفي هم كه ميگويد من بي طرف هستم اگر دقت كنيد ميبينيد قبل از اينكه متني را بخوانيد اولش آقا مصطفي خوب يا بد آن مطلب را واكاوي ميكند تا همان اول كه خواننده ميخواهد شروع به خواندن كند با پيش فرضي كه مصطفي خان اول متن نوشته فكرش همان اول به طرف جهت گيري آقا مصطفي كشيده ميشود
جوابیه مصطفی: من هرگز نگفته ام که بی طرف هستم. ولی نظرات خود را در بلاگم منعکس نمی کنم. این بلاگ برای مباحثه ایجاد شده است نه انعکاس نظرات خودم. و اینکه نقد من بر نوشته ها بر نوع نوشته است و نه موضوع آن. من هرگز محتوای نوشته را نقد نمی کنم. اما ایرادات ظاهری آن را گوش زد می کنم. مثل استفاده از کلمات خارج از زبان فارسی و یا تند نوشتن آن. قبل از این هم برای یک نوشته اصلاح طلب، تندروی را گوش زد کرده بودم. برای بررسی به لینک زیر بروید:
http://osooltalab.blogfa.com/87084.aspx
اما مطلب دوم: هیچ اصلاح طلبی نتوانست بر انتقادات ایشان جوابی مناسب دهد. اغلب دوستان به دولت نهم اشاره داشتند و به جای پاسخ گویی بر دولت احمدی نژاد می تاختند. بحث در مورد ایرادات احمدی نژاد قابل اجراست و جای خود را دارد و باید توسط یکی از اصلاح طلبان مطرح شود. ولی فی-الحال انتقادات وارده بر خاتمی را جواب دهید.
آقای سامان جوابیه ای را برای من فرستادند که هنوز تکمیل نشده است. با این حال این نوشته از نظر من کافی نیست. مکنتظر ادامه نوشته ایشان هستیم تا جواب انتقادات بر دولت خاتمی را بخوانیم. نه اشکالات بر دولت نهم. در ادامه مطلب نوشته سامان را میی خوانیم.
ادامه مطلب
